روايت نورالدين از فرزندان ايران
روايت راوي، نگارش نويسنده و تقريظ رهبر معظم انقلاب سه بخش قابل تأمل در بررسي كتاب «نورالدين پسر ايران» است.
در اين نوشتار سعي خواهدشد به قدر وسع با تأملي بر تقريظ رهبر اديب و فرزانه انقلاب اين كتاب مورد بررسي قرارگيرد.
نورالدين پسر ايران يك خاطره نگاري خشك و بي روح نيست. روايت يك دست و بي تكلفي است كه هرچند طعنه به داستان مي زند، اما در پي زبان بازي هم برنيامده است. راوي و خصوصا نگارنده براي همراه كردن مخاطب، روايت را بزك نكرده اند. اما درعين حال چيدمان رخدادها با وفاداري به اصل روايت چنان با ظرافت كنار هم صورت گرفته است كه مخاطب در سيلان بين داستان و خاطره است و براي خوانش ادامه روايت هيجان دارد. راوي با روايت دقيق خاطراتش ذهن نويسنده را براي پردازش بيشتر ياري كرده است و اين چنان به قوت متن افزوده است كه راوي و نگارنده همسال پنداشته مي شوند. شايد اين حوصله و وسواس متن براي ارائه تصاوير دقيق، شفاف و جذاب به خواننده باعث شده است كه رهبر اديب انقلاب آن را «يكي از نقاشيهاي صفحه پركار و اعجاب گونه هشت سال دفاع مقدس» بداند.
اين ريزنگاري نويسنده بدون همراهي و ياري راوي ممكن نمي شد چه آنكه لحن روايت از ابتدا تا انتهاي كتاب تغييري نمي كند و نگارنده توانسته است ميان نوع بيان راوي و سبك نگارش خود تعادل برقرار كند. يكي از مشكلات خاطره نويسي بدين شكل كه راوي و نويسنده متفاوت باشند باعث اين مي شود كه متن دچار دو زباني و هرج و مرج شود. اما نويسنده اين كتاب به خوبي توانسته است زبان روايي يك دست و ثابتي را بيابد. راوي هم آن رخدادها و حوادثي كه به صورت معيني بر او گذشته است براي نويسنده روايت كرده و هم با ظرافت آن حسي را كه در زمان بروز حوادث و اتفاقات، او و يا ديگران داشته اند، بيان كرده است و نويسنده هم به خوبي از پس انتقال اين رخدادهاي عيني و بازتابهاي حسي آن به خواننده برآمده است.
«ناگهان احساس كردم دارم تلوتلو مي خورم... مي چرخيدم و تركش هاي داغي را كه پي درپي در بدنم فرو مي رفتند احساس مي كردم... عجيب بود كه احساس بدي نداشتم، احساس مي كردم در فضايي داغ و محو غوطه ورم... صداها، بوها، طعم خاك و خون... همه چيز قاطي شده بود.»(1)
اين تصويري است از صحنه مجروح شدن راوي، تمام ماجرا طوري روايت مي شود كه خواننده دردهاي راوي را مي چشد و حس راوي به مخاطب منتقل مي شود و اين انتقال احساس اوج توانمندي نويسنده است.
جالب اينكه اين هم دوشي راوي و نگارنده در پيشبرد روايت چنان خيره كننده است كه در تقريظ رهبر فرزانه انقلاب مي خوانيم:
«هم راوي و هم نويسنده حقا در هنرمندي سنگ تمام گذاشته اند.»
ايشان با توجه به نقش راوي و نويسنده در شكل گيري و تكامل اين اثر آن دو را جدا از هم ندانسته و در ادامه اين طور آورده اند كه: «آميختگي اين خاطرات به طنز و شيرين زباني كه از قريحه ذاتي راوي برخاسته و با هنرمندي و نازك انديشي نويسنده به خوبي و پختگي در متن جا گرفته است و نيز صراحت و جرأت راوي در بيان گوشه هايي كه عادتاً در بيان خاطره ها نگفته مي ماند از ويژگي هاي برجسته اين كتاب است.»
بيان رشادت ها و دليري هاي مردان جنگ و روايت چگونگي شهادت ها مجروحيت ها و صحنه هاي حزن آور و حتي دلخراش از جنگ و در كنار آن خاطرات شيرين و طنز، ضمن تعديل فضاي كتاب ،خواننده را آماده مي سازد كه در هر صفحه منتظر صحنه اي متفاوت باشد. همين هم باعث كشش و جذابيت داستان شده است. شيطنت ها و شوخي هاي دسته جمعي، بازي هاي گروهي و اتفاقات عجيب و جالب در سرتاسر روايت جريان دارد گروه جوان و بانشاطي از رزمنده ها كه در يك قرارگاه منتظر عمليات هستند ايامشان را با همين شوخي ها سپري مي كنند. سيد نورالدين با ظرافت اين خاطره هاي شيرين را روايت كرده است:
«يك روز ما داشتيم سنگر مي زديم كه ديدم «حسن پاتك» دارد مي آيد. بس كه در پاتك زدن حرفه اي بود، بچه ها او را به اين اسم صدا مي زدند. بچه ها گفتند: داره مي ياد فرغون ما رو ببره مواظب باشيد. گفتم فرغون كه دست منه بياد ببينم چطور مي خواد اينو از من پاتك بزنه. حسن رسيد، كمي به سنگر نگاه كرد از كارمان تعريف كرد و دست به كار كمك به ما شد. چند تا گوني پر كرد و كمي خاك جابه جا كرد و من نمي دانم كي فرغون را برد. ناگهان متوجه شدم فرغون دست من و بچه ها نيست.»2
يا در جاي ديگري مي نويسد:
«فرد فارس زباني بود كه از بعضي چيزها خيلي مي ترسيد بچه ها به من مي گفتند او شب ها از ترس دستشويي نمي رود و كارش را در چند متري پايگاه مي كند. از قرار آن برادر از تاريكي شب و تنهايي و هجوم ناگهاني دموكرات مي ترسيد. مصمم شدم به كارش خاتمه دهم يك شب همه آفتابه ها را به جز يكي خالي كردم، آن يكي هم پر از نفت شد...»3
نورالدين از بدگويي پشت سر خودش ابايي ندارد و با جرأت و صراحت حرف مي زند:
«با اين كه از نگهباني در مي رفتم اما در شستن ظرفها دقيق بودم.»(4) و يا: «عادت جيم شدن از منطقه هنوز در سرمان بود.»(5)
نويسنده هم به اصل خاطرات وفادار بوده و هيچ به صرافت حذف و تعديل آنها نيفتاده است و اتفاقاً وجود برخي از خاطرات صريح و بي پرده راوي باعث صميمي تر شدن فضاي كتاب شده است و خواننده با متن احساس هم
ذات پنداري مي كند.
اما نكته پاياني و با اهميت نگاه نكته سنج و حساس رهبر معظم انقلاب به نقش زن در خانواده و اجتماع است. خصوصاً آن دسته از زنان كه نسبتي با دفاع مقدس داشته اند و لطماتي هم از جنگ خورده اند. نكو داشتن ياد آنها و پاس داشتن زحماتشان هم در اين كتاب و هم در جامعه امروزمان مغفول مانده است تا آنجا كه معظم له تنها نقص كتاب را نپرداختن به نقش فداكارانه همسري مي داند كه تلخي ها و دشواري هاي زندگي با رزمنده اي يك دنده، مجروح و شلوغ را به جان خريده و داوطلبانه همراهي دشوار و البته پر اجر با او را پذيرفته است.
ــــــــــــــــــــــــــ
1- نورالدين پسر ايران صفحه122
2- صفحه169-168
3- صفحه150
4- صفحه214
5- صفحه215
برچسبها: تقریظ رهبر انقلاب, نورالدین پسر ایران


